آموزش عالي در فرهنگ و تمدن پوياي ايراني و اسلامي از قدمت و غناي شايسته اي برخوردار بوده است . با آغاز عصر رنسانس و پيشرفتهاي علمي و صنعتي در كشورهاي غربي، در كشور ايران نيز عناصري از آموزش عالي مبتني بر الگوي اروپاي غربي ايجاد گرديد.نخستين بار اميركبير علاوه بر اعزام دانشجو به خارج، با تأسيس دارالفنون در سال 1228 هجري شمسي، ازاساتيد خارجي جهت تدريس در دانشكده هاي تخصصي فني دارالفنون دعوت به عمل آورد.در همان اثنا دانشگاه تهران و تعدادي از دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي شكل گرفتند. با تصويب قانون اجازه تأسيس دانشگاه در تهران طي سال 1313 هجري شمسي، دانشگاه تهران به عنوان مركز ثقل آموزش عالي ايران شناخته شد .
با تأسيس وزارت علوم و آموزش عالي در بهمن 1346 و تشكيل " شوراي مركــزي آموزش" در سال 1348 ، نخستين گام در جهت تمركز، تجديد سازمان و اعمال نظارت مركزي بر دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي كشور برداشته شد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ارديبهشت1359 لايحه قانوني تشكيل شوراي عالي فرهنگ و آموزش عالي به تصويب شوراي انقلاب رسيده و به دنبال آن به منظور ايجاد تحولي اساسي در دانشگاهها، به درخواست دانشجويان مسلمان و انقلابي ستادي با عنوان ستاد انقلاب فرهنگي با فرمان حضرت امام خميني (ره) تشكيل شد.گفتني است كه ستاد مذكور عهده دار بزرگترين نقش در حوزه سياستگذاري فرهنگي و آموزشي كشور گرديد .
درمرداد ماه 1364 با تصويب قانون " تشكيل وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي"، كليه اختيارات، وظايف و مسؤوليتهاي وزارت فرهنگ و آموزش عالي درآموزش پزشكي به وزارتخانه جديد تفويض گرديد. درسال1379، وزارت فرهنگ و آموزش عالي به منظور انسجام بخشيدن به امور اجرايي و سياستگذاري نظام علمي كشور به وزارت علوم، تـحقيقات و فناوري تغيير نام داده و وظايف برنامه ريزي، حمايت و پشتيباني، ارزيابي و نظارت، بررسي و تدوين سياستها و اولويتهاي راهبردي در حوزه هاي تحقيقات و فناوري نيز به وظايف آن افزوده گرديد .
|