English
فارسي

مطالب برگذیده

نخست وزیر مالزی: بوش به ایران حمله نمی‏كند

 

نخست وزیر مالزی گفت: با تجربه ای كه بوش در حمله به عراق به دست آورده بعید است به ایران حمله كند.

به گزارش خبرنگار فارس از شرق آسیا، بداوی كه دو روز پیش دفتر شبكه تلویزیونی الجزیره در كوآلالامپور مالزی را افتتاح نمود در ادامه مراسم در یك مصاحبه اختصاصی با این شبكه تلویزیونی شركت جست كه بیشتر مطالب و سوالات مطرح شده در این مصاحبه مربوط به موضوع ایران و كشمكش با غرب بود.

خبرنگاری كه این مصاحبه را با بداوی انجام داد تیمور نبیل سرشناس ترین خبرنگار انگلیسی زبان شبكه تلویزیونی الجزیره است كه از مسولان این دفتر در كوآلالامپور نیز می‌باشد.

تیمورنبیل سوالات خود را با این موضوع كه آمریكا معتقد به دخالت ایران در امور عراق می‌باشد آغاز كرده و در ادامه نظر نخست وزیر مالزی را جویا شده است.

بداوی در این مورد گفت: معمولا این سخنان یك تصور است. این تصور از قبل هم بوده كه ایران در عراق دخالت می‌كند ولی باید هردوی ایران و عراق را متعهد نمود. در عین حال ما نمی‏توانیم ایران را نادیده بگیریم و این یك اصل در سیاستگزاریهای منطقه خاورمیانه است.

ادامه گفت‌وگوی بداوی را در زیر می‌خوانید:

تیمورنبیل: اما این یك سیاست بسیار شفاف از سوی ایالات متحده است كه ایران را نادیده بگیرد و همه گفت‌وگو‌ها با ایران را نیز رد كند. آیا شما معتقدید این یك اشتباه است؟

بداوی: شما نمی‏توانید هیچ گروهی را با گفتن شرایط خود جذب كنید. اگر شما می‌خواهید گفت و گویی داشته باشید ابتدا باید در مورد شرایط آن صحبت كنید. اما این كار انجام نمی‏شود.

تیمورنبیل در ادامه به موضوع انرژی هسته ای می‌پردازد و به نخست وزیرمالزی می‌گوید: این موضوعی است كه شما پیش از این در مورد آن سخن گفته اید و شما پیشنهاد كردید كه كشورها باید اجازه استفاده از سوخت هسته ای را داشته باشند، آیا شما فكر می‌كنید كه ایران به دنبال سلاح هسته ای است و یا باور دارید كه ایران تنها به دنبال به دست آوردن انرژی است؟

بداوی: در همه بحثها و گفت‌وگوهایی كه ما با ایران داشتیم، آنها موافقت داشتند با این كه در هرزمانی می‌توانند توسط آژانس بین المللی انرژی مورد بازرسی قرار بگیرند. ماموران آژانس می‌توانند دفتری در نزدیكی تاسیسات ایران داشته باشند و برنامه‌ها‌ی ایران را زیر نظر بگیرند و ببینند كه آنها چه می‌كنند و چه خواهند كرد. این بدان معنی است كه آنها امكانات لازم برای شفاف بودن را فراهم آورده اند.

تیمور نبیل: بسیاری از آمریكایی‌ها‌ و غربی‌ها‌ فكر می‌كنند كه تخریب اسرائیل از طریق حمله نظامی جزو وظایف دولت ایران است، آیا شما به این امر اعتقاد دارید؟

بداوی: من فكر نمی‏كنم به این شدت باشد. این مصیبت آمیز خواهد بود.
تیمور نبیل: آیا شما فكر می‌كنید آمریكا به ایران حمله خواهد كرد؟

بداوی: من فكر نمی‏كنم بعد از داشتن تجربه ای مانند عراق آمریكاییها چنین كاری انجام دهند. بوش تجربه خوبی در عراق ندارد و این در حالی است كه موج نارضایتی‌ها‌ واعتراضات آمریكایی‌ها درمقابل سیاستهای او در حال افزایش است. من فكر نمی‏كنم رئیس جمهور آمریكا در مقابل ایران راهی را در پیش گیرد كه پیش از این در عراق انجام داده است.

تیمور نبیل: شاید این امر به صورت یك كار مشابه نباشد و در حد یك حمله نظامی محدود صورت بگیرد.

بداوی: این مساله ای دیگر است ولی درهر حال من فكر می‌كنم بهتر باشد كه حمله ای نظامی علیه ایران صورت نگیرد.

عبدالله احمد البداوی كه در مراسم افتتاحیه دفتر شبكه تلویزیونی الجزیره در برجهای پتروناس شركت كرده بود، در این خصوص اظهار داشت كه اكنون زمان آن رسیده كه جهان گزینه‌ها‌ی دیگری از رسانه‌ها‌ را در اختیار داشته باشد تا افراد بتوانند از شبكه‌ها‌ی دیگر چشم پوشی كنند.

نخست وزیر مالزی همچنین قول داد كه از شبكه‌ها‌ی خبری كه در مالزی آغاز به كار نمایند نهایت حمایت را داشته باشد و همكاری كامل را با آنان اعمال نماید.

كوآلالامپور به عنوان یكی از مراكز چهارگانه خبر انگلیسی شبكه تلویزیونی الجزیره انتخاب شده است و به غیر از كوآلالامپور الجزیره انگلیسی از لندن و واشنگتن نیز اداره می‌شود.

این دفتر با 125 نفر پرسنل كه نیمی از آنها خبرنگار و روزنامه نگار هستند شروع به كار نموده و از ماه آینده عملا به مجموعه شبكه انگلیسی الجزیره خواهد پیوست.

دو خبرنگار معروف شبكه تلویزیونی الجزیره به نامهای ورونیكا پدروسا و تیمورنبیل نیز در این مجموعه فعالیت دارند.

يكی از رهبران مسلمان با صدور فتوايی به چينی‌های مقيم مالزی اجازه داد كه در اين كشور مسجد بسازند.

 


به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) به نقل از Sunday Times، دكتر مهد عصری زين‌العابدين با صدور فتوايی سازمان‌های دولتی به ويژه دفاتر مذهبی رسمی را ملزم كرد كه به چينی‌ها اجازه ساخت مسجد را در اين كشور بدهند.

وی در اين باره گفت: رد درخواست چينی‌ها از سوی دولت برای ساخت مسجد ناعادلانه است و اين‌كه دولت بر اين نظريه اشتباه كه اسلام در مالزی بايد با زبان و فرهنگ اين كشور متناسب باشد، اصرار می‌ورزد، اشتباه بزرگی است.

همچنين دولت مالزی معتقد است كه در اين كشور افراد غير مسلمان حق ندارند درباره اسلام تحقيق كنند و افراد غير مالزيايی كه در اين كشور زندگی می‌كنند، حق انجام فرائض دين اسلام را به زبان خودشان ندارند.

اما دكتر زين‌العابدين در اين باره می‌گويد: چينی‌ها صدها سال‌ قبل از ما دين اسلام را پذيرفته‌اند به همين دليل من معتقدم كه دولت وظيفه دارد به اين افراد مجوز ساخت مسجد را بدهد.

دكتر زين‌العابدين همچنين با اشاره به اين كه سازمان و نهادهايی چون سازمان پركيم( سازمانی كه با هدف ايجاد فرصتی برای چينی‌ها برای درك اسلام و پذيرش آن توسط عبدالرحمان پوترا تاسيس شد) همچنان در حال فعاليت هستند، می‌گويد: با اين وجود چينی‌ها به بهانه آشنا نبودن با زبان و فرهنگ مالزی در انجام فرائض خود با محدوديت مواجه‌اند.

وی در پايان سخنان خود ابراز اميدواری كرد كه با صدور مجوز دولت برای چينی‌ها مبنی بر ساخت مسجد تعداد افراد چينی كه دين اسلام را می‌پذيرند، افزايش يابد.

يادآوری می‌شود، بيش از 57000 مسلمان چينی در مالزی زندگی می‌كنند كه بر اساس آمار يك درصد از جمعيت 5.69 ميليونی مالزی را تشكيل می‌دهند.

منبع خبر : خبر گزاری قرآنی ایران ( ایکنا

نخست وزير مالزي خواستار گفتمان ميان اسلام و غرب شد

 

نخست وزير مالزي بااشاره به اينكه بيم از اسلام روبه گسترش است، گفتمان ميان اسلام و غرب را بهترين را براي جلب اعتماد متقابل دانست. به گزارش روز سه‌شنبه روزنامه نيواستريتز تايمز چاپ كوالالامپور، "عبدالله احمد بداوي" خواستار گفتمان در سطوح بالا بين دو طرف براي جلوگيري از اختلافاتي چون انتشار كارتونهاي موهن شد. رييس كنوني سازمان كنفرانس اسلامي اعلام كرد كه مالزي آماده‌است تا ميزبان سالانه گفتمان ميان مسلمانان و غربي‌ها باشد. بداوي گفت :
بايد گفت‌وگو كرد تا احترام متقابل ميان مردم فراهم شود. وي با اشاره به تجاوز آمريكا به عراق و اشغال سرزمين‌هاي فلسطيني توسط اسراييل افزود: درحالي كه احساسات مسلمانان جهان همچنان‌از تجاوز ناعادلانه آمريكا به عراق و از ادامه اشغال سرزمينهاي فلسطيني از سوي اسراييل جريحه‌دار است ، چاپ كارتونها از سوي برخي روزنامه‌هاي اروپايي يك اقدام تحريك آميز تلقي مي‌شود. نخست وزير مالزي اظهار داشت : در حقيقت ، فقدان اعتماد در ميان بود كه با چاپ كارتونها بدتر شد. بداوي افزود:
اين احساس وجود دارد كه ما در دنيايي ار بيم و هراس زندگي مي‌كنيم و اين چيز خوبي نيست. رييس كنوني سازمان كنفرانس اسلامي تاكيد كر ما نه‌تنها درخصوص مساله‌اي چون كارتونها بايد به راه‌حل برسيم بلكه بايد نگاه كلي‌تري به ريشه‌هاي اين عوامل داشته باشيم. بداوي بخش ديگري ازمشكلات مربوط به اسلام درغرب را به رسانه‌هاي غربي مرتبط دانست وگفت: رسانه‌ها از صداي ميانه رويي در اسلام سخني به ميان نمي‌آورند و برروي تروريست‌هايي چون اسامه بن لادن متمركز مي‌شوند.

گروه واسپار: آلماتي - رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران 1384/12/2 -

دو ضمیر انسان

 

نويسنده:  ربيع طهماسبي

ضمیر خودآگاه (conscious mind) پست فرماندهی وجود که در واقع همان بخش از انسان که به منِ آدمی اطلاق می شود. هر کار را با آگاهی و تصمیم خود انجام می دهیم
 
ضمیر ناخودآگاه (subconscious mind) مسئولیت اجرایی بدن را عهده دار است
پست اجرایی بدن. ضمیر ناخودآگاه گوش به فرمان ضمیر خودآگاه است. درست مثل کامپیوتر  
 
ضمیر ناخودآگاه : تمام سیستم بدن انسان را اداره و کنترل می کند. کنترل تمام اعضا مثل ریه و قلب و معده و تمام سلولهای بدن را به طور ارادی به عهده دارد.باورهای انسان را می سازد. شخصیت اعتماد به نفس و هویت آدمی را شکل می دهد. روحیه فرد را می سازد
 
مثال: با دیدن گل زیبای رز قرمز رنگ که علامت عشق و محبت و دوستی است این تصویر هم در ضمیر خودآگاه شما تأثیر می گذارد هم در ضمیر ناخوداگاه می رود . پس از پردازش یک روحیه زیبا در ما می سازد. یک باور زیبا هم در ما ایجاد می کند . باور: زندگی زیباست. روحیه: شادو مثبت و باعث امید و حرکت و اندیشه مثبت می شود

اثر تلقینی هر چیز را به یاد داشته باشید .  
 ای بنده من ؛ مرا اطاعت کن تا ترا مثل خود کنم و همان گونه که من هر آنچه را اراده کنم خلق می کنم، تو اراده کن و خلق شود

 ضمیر ناخودآگاه این توان را دارد که وقتی فرمانی را از ضمیر خودآگاه دریافت می کند به منبعی در جهان وصل می شود به نام شعور نامحدود جهان (infinite intelligence) که تمام اطلاعات جهان هستی داخل این شبکه اطلاعاتی یا این شعور نامحدود می باشد
درون انسان یک کامپیوتر است که نظام باورها و شخصیت او را می سازد و تمام اعضاء و جوارح غیر ارادی را کنترل می کند و سلامتی و مریضی انسان نیز به عملکرد او بستگی دارد
 
تمام اطلاعات برای همیشه در ضمیر ناخودآگاه به صورت فایل ها و پرونده هایی جداگانه بایگانی می شود ودر عین حال این اطلاعات توسط این کامپیوتر پردازش می شود. حاصل این پردازش یک خروجی خواهد بود که یا باعث ساختن نظام باورها و شخصیت انسان می شود و یا اینکه این خروجی بر روحیه و فیزیولوژی بدن انسان تأثیر می گذارد و یا اینکه در دنیای بیرون از انسان اثری را برای او پدید می آورد

 
انسان می تواند با کنترل کردن ورودیهای ضمیر ناخودآگاه دستاوردهای زندگی خود را کنترل کند

اصول برنامه ریزی و کنترل ضمیرناخودآگاه

1- اصل خودهشیاری،خودبیداری و اشراف و بصیرت لحظه به لحظه به خود : (مهمترین اصل تکنولوژی فکرانسان باید در هر لحظه مراقب خود باشد و بداند که ضمیر ناخودآگاه چه سیگنالی را از طریق حواس پنجگانه و یا فکر دریافت می کند .
بهترین راه برنامه ریزی و کنترل ضمیرناخودآگاه ، توجه لحظه به لحظه انسان نسبت به خود است. مرتباً به خود بگوید که من با اجرای اصول تکنولوژی فکر تبدیل به انسان زیبای دیگر شده ام
شما خود خالق سرنوشت خود هستید و زندگی و سرنوشت شما با باورها و اندیشه های شما شکل می گیرد و به دست شما خلق می شود .

2- اصل استفاده از قدرت سئوال :
هر سئوالی که انسان از خود می کند بازتاب خاصی در روحیه و فکر او ایجاد می کند
مثال: وقتی کسی از خود سئوال می کند چگونه است که من خوشبختم ؟ نفس این سئوال روحیه اش را شاد می کند و به او این را القاء می کند که آری من خوشبختم
تأثیر بسیار مهم هر سئوالی است که انسان از خود می کند و لذا باید بدانید که کیفیت زندگی شما را نوع سئوالاتی تعیین می کند که او خود می پرسید .مثال: در مورد سئوال از نوع «چرا» و «چگونه «چرا» شرایط اینگونه است «چگونه» می توانم شرایط را زیباتر کنم؟  
 
3-
اصل استفاده از قدرت تمرکزانسان:
در هر لحظه به هر آنچه که تمرکز کند بازتاب آنرا در روحیه و فکر خود حس می کند
مثال: تمرکز روی یک گل در انسان روحیه شاد و فکر مثبت ایجاد می کند
 
تمرکز روی خاطرات بد گذشته ، انسان را افسرده می کند
تمرکز روی خاطرات زیبای گذشته و یا خیال پردازی های زیبای آینده، اثر عمیق و مطلوب و مثبت در زندگی دارد .
انسانی که مرتباً روی بدبختی ها و زشتی های زندگی متمرکز می شود زندگیش به قهقرا می رود. کسی که مرتباً به زیبائیهای زندگی و نقاط امیدبخش تمرکز می کند زندگیش قرین سعادت و موفقیت می شود و این خاصیت تمرکز است .
4- اصل استفاده از جملات تأکیدی و تصدیقی مثبت :

از جملات تأکیدی مثبتی که به گونه ای ویژگی خوب شما را تصویر کند استفاده کنید
نمونه جملات :در وجود من عظمت و بزرگی نهفته است من یک نابغه هستم و از نبوغ خود استفاده می کنم .
من ایده های بزرگی را در سر دارم و آنها را به واقعیت تبدیل می کنم .من هر روز سلامت تر و تندرست تر هستم .من یک برنده بزرگ هستم .من واقعا انسان بی نظیری هستم .
چقدر دنیای من قشنگ و زیبا شده است .چقدر من هر روز خوشبخت تر و سعادتمندتر می شوم .من همواره در هر کاری موفق و پیروز می شوم .خدای رحمان مرا بسیار دوست دارد و در همه امور زندگیم مرا کمک می کند . ثروت و معنویت به سوی من همواره روان است ومن هر چه بخواهم خلق می کنم .سراسر وجودم غرق در انرژی و شادی است
من همواره منتظر اتفاقات خوب در زندگیم هستم .من به خود افتخار می کنم
همواره از وجود و چهره من شادی و انرژی و عشق ساطع می شود
من تا آخر عمر به سلامت زندگی می کنم
هر چه بیشتر می بخشم، بیشتر می ستانم و احساس شادمانی می کنم
من با اقتدار زندگیم را آنگونه که می خواهم طراحی می کنم
من انسانی مقتدر ، خلاق، و دوست داشتنی هستم .من سزاوار بهترینها هستم
در هر لحظه به خاطر همه نعمتها و موهبتهایی که خداوند به من داده ، او را شکر می گویم
من در کمال آرامش به سر می برم و همواره روحیه ای شاد و چهره ای خندان دارم
من با اقتداری خدا گونه بر روحیه ، عواطف و احساسات خود کنترل دارم و آنها را مدیریت می کنم .خداوند مرا آزاد آفریده است و من محکوم به هیچ سرنوشت از پیش تعیین شده ای نیستم
 
به جای جملات تأکیدی مثبت ، از کلمات و عبارات تأکیدی مثبت هم می توان استفاده کرد
مثل:آرامش،زیبایی،معنویت،ثروت،حال خوش،آب روان،زندگی زیبا،ثروت فراوان،سلامتی،امنیت،خوشبختی،سعادت .

 

-5اصل تصویر سازی ذهنی :
هنگامی که شما تصویری در ذهن خود خلق می کنید،عین این تصویر بر روی ضمیرناخودآگاه اسکن شده، وارد می شود و بر ضمیر ناخودآگاه شما تأثیر می گذارد. این تصویر پردازش می شود وضمیرناخودآگاه مفهوم آن تصویر را می تواند در دنیای واقعی زندگی شما عینیت ببخشد
تصویرسازی ذهنی یکی از بهترین شیوه های برنامه ریزی و هدایت ضمیر ناخودآگاه است
ثروتمندترین و موفق ترین انسانها کسانی هستند که بیشتر و بهتر از بقیه توانسته اند در ذهن خود خیال پروری مثبت     بکنندتخیل،فکر،امید،آرزو،خواسته،اشتیاق سوزان + ایمان به موفقیت + اقدام = رسیدن به هدف و موفقیت تخیل را به فکر تبدیل کنید. فکر را به مرحله آرزو برسانید. برای آرزو خود امید ایجاد کنید. امیدواری را به خواسته خود تبدیل کنید. خواسته را با دنیایی از هیجان و اشتیاق به اشتیاق سوزان برسانید . اشتیاق سوزان به همراه ایمان به موفقیت آنجا که در کنار اقدام قرار می گیرد، قطعاً حاصلش رسیدن به هدف و موفقیت است
 
 
وقتی شما مثبت فکر می کنید،به تصویر زیبا نگاه می کنید، به موسیقی شاد گوش می کنید و... سیگنالهای مثبت وارد سیستم ضمیر ناخودآگاه شما می شود. هم باور عالی در نظام باور شما می سازد، هم اثرخوبی در وجود شما و دنیای خارج شما می گذارد. بازتاب این زیبایی به شما برمی گردد دعا کردن و توسل و توکل ، اعمالی است که هم در انسان احساس روحانی ایجاد می کند ، هم بهترین اثر بر ضمیر ناخودآگاه و باور ایجاد می کند0هنگامی که خدا را برای خواسته ای صدا زدی، اینگونه باید باور داشته باشی که آنچه را که از خدا خواستی در پشت در است و تو می توانی آنرا برداری ایمان به خدا،احساس خوب،مثبت اندیشی،ایمان به توانائیهای خود،امید به موفقیت،عزم و اراده عالی، روحیه خوب و با نشاط،حالاتی از این قبیل هستند که شدت جریان و قدرت سیگنالهای ورودی به ضمیر ناخودآگاه را افزایش می دهند و در نتیجه انسان را سریعتر به مراتب موفقیت می رسانند
دو گروه انسان :
انسان نوع یک : اصولاً مثبت فکر می کنند،امیدوار هستند،دنیا را زیبا می بینند، دوربین ذهن آنها مرتباً روی پدیده های زیبای زندگی تمرکز می کند، مثبت و امیدوارانه سخن می گویند، چهره ای گشاده و متبسم دارند ومعتقدند که انسانهای خوش شانسی هستند. فکر می کنند همه چیز برای آنها درست انجام می شود. هیچ گاه به موانع و مشکلات زندگی نمی اندیشند.معمولا داستانهای خوشحال کننده تعریف می کنند. به خاطرات خوب زندگی خود می اندیشند و آنها را برای دیگران تعریف می کنند. خیال پردازیهای زیبایی از آینده خود می کنند. اعتماد به نفسی عالی دارند وفکر می کنند که آینده حتما بهتر از گذشته آنان است. نگاه زیبایی به کرانه های دور زندگی خود دارند. به سلامتی و تندرستی خود می اندیشند. ترسی از آینده ندارند. معمولا روحیه ای بسیار شاد و عالی و احساس خوبی از زندگی دارند و از لحظه لحظه های آن لذت می برند
 
انسان نوع دو :
ویژگیهای منفی دارند. منفی می نگرند. منفی می اندیشند،ناامیدانه فکر می کنند. مرتباً به نارسایی های زندگی تمرکز می کنند. به خاطرات منفی گذشته نگاه می کنند. خیال های منفی برای آینده خود تصویر می کنند. چنین انسانهایی معمولا روحیه ای افسرده و غمگین دارند و در نتیجه چهره ای عبوس و گرفته دارند و به گونه ای از لحظه های زندگی رنج می برند
 
مهمترین عامل تعیین کننده وضعیت شما،روحیه شما است که در هر لحظه چه احساسی دارید
روحیه مهمترین عامل خلق پدیده ها است .
روحیه عالی و زیبا = اندیشه زیبا = رسیدن به دستاوردهای عالی و زیبا  

اسلام در مالزي، چشم‌انداز قانون اساسي و حقوق بشر

 

اين پروژه در پي آن است تا پيش‌بيني‌ها و تدارک قانوني در ارتباط با اسلام و قوانين اسلامي را در مورد مالزي به عنوان يک کشور مدرن با قانون اساسي مدون که قانون اساسي را بالاترين قانون آن سرزمين مي‌داند، مورد بررسي قرار دهد. کانون توجه اين پروژه بر مسايل بحث‌انگيز و مورد اختلافي است که در رابطه با فصولي از قانون اساسي که به آزاديهاي بنيادين، بالاخص آزادي مذهب، حق تحصيل و برابري همگان در برابر قانون اشاره دارد، مطرح مي‌شود.
موضوع مورد مطالعه در اينجا اين است که آيا اسلام آنقدر سعه صدر دارد که قوانين مدني و قانون اساسي را به خودي خود تحت پوشش قرار دهد يا خير. مشکلات حقوقي ناشي از اين نحوه برخورد در يک جامعه چند فرهنگي چون مالزي چه خواهد بود؟ مرحله بعد کدام است؟ شيوه برخورد ما براي مديريت اختلاف‌نظرها و تضادهايي که از اين وضع ناشي خواهند شد، چگونه خواهد بود؟ اين پروژه بر پايه چنين چشم‌اندازي، به نقش دادگاههاي مدني عالي در برخورد با آزاديهاي اساسي مردم، خواهد پرداخت.
سلبيه احمد – گفت و گو
انگيزه‌هاي خود را براي انجام اين تحقيق شرح دهيد.
مالزي داراي يک نظام موازي از دادگاههاي مبتني بر قوانين اسلامي و شريعت از يک سو و دادگاههاي قوانين مدني از سوي ديگر است. در اوايل دهه 1980 حکومت مالزي به اسلامي کردن آن دسته از قوانين مالزي پرداخت که ناظر بر قوانين خانواده بودند و در ضمن دادگاههاي شريعت را مجاز ساخت تا بر رعايت قوانين اسلامي نظارت کنند. به اين ترتيب، در سال 1988 متممي به قانون اساسي مالزي افزوده شد که به موجب آن نظام حقوقي شريعت اسلامي، استقلال فزونتري مي‌يافت. بعد از سال 1988 برخي از پرونده‌هاي مربوط به آزادي مذاهب، روآوردن به اديان ديگر از سوي مسلمانان، مسلمان شدن اقليتهاي ديني و نظاير آن در دادگاههاي مدني و تحت قوانين خانواده و آزاديهاي اساسي مطرح شدند. طرح اين پرونده‌ها نشان مي‌دهد که کوشش براي متمايز کردن اسلام و قوانين مدني و اسلامي کردن قوانين، مشکلات حقوقي و سياسي متعددي پديد آورده است. دادگاههاي مدني در تفسير متمم قانون اساسي سال 1988 دچار مشکل هستند. بسياري از قضات بر اين عقيده‌اند که اين متمم در پي آن بوده است تا قدرت را از دادگاههاي مدني بگيرد تا آنها نتوانند به پرونده‌هاي مربوط به قوانين اسلامي رسيدگي کنند. اين موضوع به ويژه وقتي که دادگاه بايد در مورد آزاديهاي اساسي تصميم بگيرد، مساله‌ساز مي‌شود و در حالي که دادگاههاي مدني مي‌توانند به اين پرونده‌ها رسيدگي کنند، غالب قضات ترجيح مي‌دهند که به مسايل قوانين اسلامي نپردازند و براي مثال پرونده شخص مسلماني را که به دين ديگري گرويده است، مورد بررسي قرار ندهند. اين عدم تمايل دادگاههاي مدني، به عنوان نهادهاي مهم دموکراسي و نهادهايي که آزاديهاي سياسي اساسي را تعريف و حفاظت مي‌کنند، در برخورد با چنين پرونده‌هايي، باعث بروز مشکلات فراواني شده است. بسياري بر اين عقيده‌اند که اين بن‌بست فقط به دست سياستمداران قابل گشايش است. من بر اين باورم که دادگاههاي مدني، وظايف قانوني خود را نشناخته و اين دادگاهها و قوانين موجود توانايي آن را دارند که به اين بن‌بست فعلي، خاتمه دهند. لازم است که قضات و وکلاي دادگستري، به مطالعه دوباره قوانين اسلامي و مدني بپردازند. من فکر مي‌کنم که حقوق بشر مي‌تواند زمينه را براي فعاليت دوباره اين دادگاهها آماده کند.
انگيزه‌هاي آني (در مقابل انگيزه اصلي) من اين واقعيت بوده است که بعد از سپتامبر سال 1988 (بعد از برکناري انور ابراهيم معاون نخست‌وزير مالزي که به تظاهرات خياباني انجاميد و تحولات سياسي عميقي در ميان مسلمانان صاحب اکثريت در اين کشور پديد آورد) و بعد از انتخابات سراسري سال 1999 (که در آن حزب اسلامي به پيروزي بزرگي دست يافت)، اسلام و حقوق و قوانين اسلامي در اين کشور، به مسايل سياسي بزرگي بدل شدند. به عقيده من، اکنون زمان مناسبي براي برپايي بحثهاي اساسي در اين موارد است.
برنامه تحقيقي شما براي اين پروژه چيست؟
هدف من اين است که يک کتاب مرجع در مورد اين مسايل آماده کنم و عناصر تازه‌اي را به قوانين و دادگاههاي مدني معرفي کنم که کانون توجه اصلي آنها بر آزاديهاي اساسي باشد. در اين چارچوب، به ديگر نظامهاي حقوقي ديگر از منظر مقايسه‌اي نگاه خواهم کرد و موازين حقوقي و قضايي آنها را مورد بررسي قرار خواهم داد. به اين ترتيب، بايد بگويم که پروژه تحقيقي من بيشتر جنبه حقوقي دارد تا اجتماعي و سياسي، ولي درصدد هستن تا برخوردي چند رشته‌اي در پيش بگيرم و اين برخورد را در کتاب مرجع و در کار با گروههاي حامي حقوق بشر هم مرعي دارم.
بزرگترين چالشي که تاکنون در اين مرحله از کار با آن روبرو بوده‌ايد، چه بوده است؟
من فکر نمي‌کنم که بزرگترين چالش در عرصه تحقيق باشد، بلکه در ماحصل کار، يعني همان کتاب مرجع، خواهد بود. من با توجه به سابقه‌ام به عنوان يک فعال حقوق بشر و وکيل، اطمينان صد در صد دارم که کساني در اين زمينه سد راه من خواهند شد. ترديدي ندارم که مسلماناني پيدا خواهند شد که نحوه برخورد مرا، صرفأ بر اين اساس که تصميم گرفته‌ام حقوق بشر را زيربناي تحقيقاتم قرار دهم، ضداسلامي خواهند ناميد. من با مسلمانان در يک چارچوب ديني که رعايت دقيق قوانين براساس موازين حقوق اسلامي (شريعت) است، کار کرده‌ام. از همان موقع بود که به اين نتيجه رسيدم که ديدگاه ديني شريعت جامعيت ندارد و در حالي که اهميت آن را نمي‌توان ناديده گرفت، ولي لازم ديده‌ام که بايد ديگر جوامع ديني را هم دخالت داد و اين امر در جوامعي چند فرهنگي چون مالزي و سنگاپور اهميت فراواني دارد. پروژه من قصد دارد جامع باشد. اميدوارم بتوانم به شيوه برخوردي دست يابم که بتواند هم حقوق بشر و قوانين اسلامي را مراعات کند و در عين حال انديشه‌هاي مشترک عدالت اجتماعي را هم مد نظر قرار دهد تا از اين طريق بتوان به درک بهتري از ديدگاههاي مختلف دست يافت.‌
تا به اينجا، فکر اوليه يا طرح شما براي اين تحقيق چگونه پيش رفته است؟
من از سال 1985 در زمينه دفاع از حقوق زنان در مالزي فعاليت کرده‌ام. من از سال 1992 در مورد مسايل زنان و اسلام کار کرده‌ام و از سال 1992 در مسايل محلي و جهاني حقوق بشر درگير بوده‌ام. من کوششهاي فراواني براي ايجاد اصلاحات و تغييرات در قانون، آموزش موازين حقوق بشر، رشد سواد حقوقي و تعيين خط‌مشي براي گروههاي حامي حقوق بشر انجام داده‌ام. اين فعاليتها در سرشت خود بسيار عمومي و کلي بوده‌اند. به عقيده من اين تجارب به من کمک کرده‌اند تا بتوانم به تحقيق اخير خود جهت بدهم و آن را متمرکز يا تخصصي‌تر کنم و بر اين باورم که هدف قرار دادن قضات و وکلا يک شيوه بسيار مهم براي تاثير گذاشتن به طور کلي و جامع است.
برنامه درازمدت شما براي پروژه يا براي کار در عرصه پهناور حقوق بشر چيست؟
دوست دارم براساس اين شيوه برخورد، برنامه‌هاي آموزشي مختلفي راه بيندازم و اميدوارم که اين تحقيقات بيشتر متوجه حقوق زنان باشد.
در پايان تحقيق مايل هستيد چه نتايج مشخصي را مشاهده کنيد؟
اميدوارم کار من بتواند به افسانه «غيرقابل تفسير و توجيه بودن» قوانين اسلامي در دادگاههاي ما پايان بخشد. اميدوارم که اين پروژه بتواند به ترديد مردم مالزي به طور کلي (و نه فقط مسلمانان اين کشور) در برخورد و تحت چالش قرار دادن قوانين در نظام حقوقي ما خاتمه دهد.
فکر مي‌کنيد الگوي نظري و تحقيقات محلي شما را چگونه مي‌توان در جوامع مختلف و چارچوبهاي گوناگون کشورتان پياده کرد و به اجرا درآورد؟
اميدوارم که بتوانم اين انديشه‌ها را در کانون وکلا و شايد مدارس حقوق جابيندازم و در اين راه جزوه‌هاي آموزشي متعددي براي گروههاي حامي حقوق بشر و وکلاي فعال در عرصه حقوق آماده خواهم کرد.
 http://www.law.emory.edu

قانون موافقتنامه فرهنگي بين دولت جمهوري اسلامي ايران و دولت مالزي

 
موافقتنامه فرهنگي بين دولت جمهوري اسلامي ايران و دولت مالزي مشتمل بر يك مقدمه و هفت ماده به شرح پيوست كه در تاريخ 25 ارديبهشت 1370 هجري شمسي (15 مه 1991 ميلادي)‌به امضاء‌ رسيده است، تصويب و اجازه مبادله اسناد آن داده مي شود.
ماده واحده:
بسم الله الرحمن الرحيم
موافقتنامه فرهنگي بين دولت جمهوري اسلامي ايران و دولت مالزي
دولت جمهوري اسلامي ايران و دولت مالزي كه از اين پس طرفين متعاهد خوانده مي شوند، با الهام از تعاليم والاي اسلامي و با تمايل به تحكيم و تقويت روابط خود در زمينه فرهنگ، هنر، علم، تاريخ و مذهب به منظور توسعه همكاريهاي فرهنگي و تقويت پيوندهاي برادري بين دو ملت به شرح زير با يكديگر توافق كردند:

طرفين متعاهد روابط فرهنگي را در زمينه هاي زير مورد تشويق قرار داده و اقدامات مقتضي براي به مورد اجرا درآوردن آنها بكار مي برند:
ماده1:
ايجاد همكاريهاي نزديك بين دانشگاهها،‌ نهادهاي آموزشي و تحقيقاتي وانجمن ها يا مراكز در زمينه فرهنگ، هنر، علم تاريخ و مذهب.
الف:
مبادله اطلاعات و انتشارات مربوط به فرهنگ، هنر، علم تاريخ و مذهب و ايجاد همكاريهاي نزديك بين كتابخانه ملي مالزي و كتابخانه ملي ايران.
ب:
افزايش فعاليتهاي جوانان و ورزشي و مبادله اطلاعات ورزشي.
ج:
افزايش همكاريهاي مشترك بين سازمانهاي راديويي، تلويزيوني و سينمائي، و بنگاههاي خبري مربوط.
د:
برپايي نمايشگاهها و هفته فرهنگي و شركت در جشنواره ها و مراسم فرهنگي هريك از دو طرف.
ه:
تشويق ديدارهاي فرهنگي و گروههاي تحقيقاتي مشترك و افزايش جهانگردي بين طرفين متعاهد.
و:
در تعقيب همكاريهاي فرهنگي و افزايش آن، طرفين متعاهد تا جايي كه امكانات و شرايط اجازه مي دهد، و براساس توافقهاي انجام شده بين آنان، در موارد زير همت مي گمارند:
ماده2:
مبادله استادان و دانشجويان دانشگاه.
الف:
اعطاي متقابل بورس تحصيلي.
ب:
مبادله متخصص در امور كتابخانه.
ج:
مبادله تيمهاي ورزشي، ورزشكاران و مربيان يا داوران.
د:
مرجع ذيصلاح طرفين متعاهد، مطابق با قوانين داخلي خود، اقدامات لازم را براي ارزشيابي درجات علمي، ديپلم ها و مداركي كه دانشگاهها و نهادهاي علمي آنها صادر نموده به كار برده و براي تاييد يا تطبيق آنها، به منظور تطبيق همت مي گمارد.
ماده3:
موافقت نامه حاضر از تاريخ مبادله يادداشتها بين طرفين متعاهد مبني بر تاييد تصويب آن، برطبق قوانين داخلي هريك از طرفين متعاهد لازم الاجرا مي شود.
ماده4:
هريك از طرفين متعاهد مي تواند به صورت كتبي خواستار تغيير يا اصلاح همه، يا قسمتي از اين موافقت نامه شود. هرگونه تغيير يا اصلاحي كه توسط طرفين متعاهد مورد موافقت قرار گرفته باشد پس از تصويب مراجع قانونگذار دو كشور از تاريخي كه طرفين متعاهد تعيين مي كنند لازم الاجرا مي باشد.
ماده5:
موافقت نامه حاضر به مدت 5 سال معتبر خواهد بود. پس از آن خود بخود براي مدت 5 سال ديگر تمديد مي شود، مگر آنكه هريك از طرفين متعاهد با استفاده از حق خود شش ماه قبل با اعلام كتبي طرف ديگر را از فسخ آن مستحضر نمايد.
ماده6:
انقضا يا فسخ اين موافقت نامه، بر مفاد هيچيك از پروتكل ها، موافقت نامه ها، قراردادها، يادداشتهاي جداگانه يا تعهدات و طرحهاي پذيرفته شده يا تعهد شده موجود و ناتمام طرفين متعاهد در چهارچوب اين موافقت نامه تاثيري نخواهد داشت.
ماده7:
در تاريخ بيست و پنجم ارديبهشت ماه سال يكهزار و سيصد و هفتاد شمسي مطابق با پانزدهم مه سال يكهزار و نهصد و نود و يك ميلادي در سه نسخه اصلي هريك به زبانهاي فارسي و مالزيايي و انگليسي كه هر سه متن به يك اندازه معتبرند به امضا رسيد. درصورتي كه بين اين متون تفاوتهايي وجود داشته باشد، متن انگليسي معتبر خواهد بود.



قانون فوق مشتمل بر ماده واحده منضم به متن موافقتنامه شامل مقدمه و هفت ماده در جلسه علني روز يكشنبه مورخ نهم بهمن ماه يكهزار و سيصد و هفتاد و سه مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ 12/11/1373 به تاييد شوراي نگهبان رسيده است.

علي اكبر ناطق نوري
رئيس مجلس شوراي اسلامي

فاطمه (س)الگوي چگونه زيستن

 

جايگاه رفيع فاطمه اطهر (س)، خيره‌كننده ديدگان هر بيناست بايد چشم بصيرت داشت، تا گوشه‌اي از سراپرده جلال فاطمي را ديد.
1 ـ  حضرت زهرا(س)، در چهره، گفتار و رفتار، شباهت بسيار به رسول خدا(ص) داشت و هيبت و هيئت او، يادآور پيامبر(ص) بود.
2ـ  آن حضرت، شيفته نيايش به درگاه الهي بود. آن قدر در پيشگاه خدا به عبادت مي‌ايستاد كه قدم‌هايش ورم مي‌كرد. در نمازهايش از خوف خدا مي‌گريست.
3ـ  براي هر يك از روزهاي هفته، دعاي ويژه‌اي داشت. براي تعقيبات نماز هم ادعيّه خاص داشت.
4ـ  روزي خسته از كارهاي طاقت سوز خانه، با دست‌هاي تاول‌زده به محضر پيامبر خدا(ص) رفت تا براي كمك در انجام كارهاي خانه، كنيزي براي خود بگيرد. رسول خدا(ص) بهتر از كنيز و خدمتكار را به او عطا كرد؛ يعني «تسبيحات حضرت زهرا». اين ذكرهاي شريف را حضرت جبرائيل، از سوي خدا تعليم حضرتش نموده بود.
 آري ... الهام و نيرو گرفتن از ياد خدا، براي غلبه بر دشواري‌هاي زندگي! حضرت زهرا(س)، ساده زندگي و سختي‌هاي دنيا را تحمل مي‌كرد، تا به شيريني‌هاي آخرت برسد.
5 ـ تسبيح حضرت زهرا(س)، نخي بود كه به تعداد ذكرها و تكبيرها، «گره» داشت و با آن تسبيح مي‌گفت. پس از شهادت حمزه(ع) در جنگ احد، از خاك تربت او تسبيح ساخت و با آن ذكر مي‌گفت. از آن پس مردم نيز چنان كردند. اين نوعي احياي فرهنگ شهادت و الهام گيري از روح شهيدان راه خداست.
6ـ حضرت زهرا(س) هم در سخن، معلم حجاب بود، هم در رفتار، اسوه عفاف. داستان آن مرد نابينا كه به محضر پيامبر آمده بود و حضرت فاطمه به پشت پرده رفت، شاهد اين سخن است.
7 ـ گاهي شب‌هاي جمعه تا صبح، به نماز و دعا مي‌پرداخت و براي ديگران دعا مي‌كرد، اما براي خود چيزي از خدا نمي‌خواست. وقتي فرزندان خردسالش راز اين كار را مي‌پرسيدند، مي‌فرمود: فرزندانم! اول همسايگان، آن‌گاه خانه!
8 ـ فاطمه زهرا(س) محبوب دل رسول خدا بود و پيامبر(ص) به او علاقه خاصي داشت، چرا كه اهل زهد و عبادت بود، از اين جهت، نزد پيامبر اكرم، يادآور حضرت خديجه(س) بود.
9 ـ «ادب»، سيره رايج بين اين دختر و پدر بزرگوارش بود. هر‌گاه رسول خدا(ص) نزد فاطمه مي‌رفت، وي برمي‌خاست، پدر را مي‌بوسيد و احترام كرده، او را در جاي خويش مي‌نشاند.
10ـ كمال ايمان و خلوص در بندگي و قرب او در پيشگاه معبود، در حدّي بود كه خشم و رضاي او، خشم و رضاي پروردگار محسوب مي‌شد. پيامبر اكرم(ص) فرمود: هر كه او را بيازارد، مرا آزرده و هر كه مرا بيازارد ، خدا را آزرده است.
11ـ وي از توان مالي خويش در راه محرومان نيازمند، بهره مي‌گرفت. يك بار، پارچه‌اي را كه داشت، به رسول خدا(ص) داد. آن حضرت نيز آن را تكه‌تكه بريد و به تعدادي از اسيرانِ بي‌لباس رومي مي‌داد كه خود را بپوشانند.
12ـ حضرت زهرا(س)، ساده زندگي مي‌كرد. از تجمل در زندگي پرهيز داشت. وسايل زندگي او ساده و مهريه‌اش اندك بود.
13ـ پيامبر خدا، در شب عروسي حضرت زهرا گوسفندي ذبح كرد و به تعداد زيادي از مسلمانان مهماني داد. جمعيت مهمان و افرادي كه برايشان غذا فرستاده شد، فراوان بود، ولي با دعاي حضرت رسول، غذاي اندك بركت يافت و همه سير شدند.
14 - حضرت فاطمه(س) در صحنه‌هاي اجتماعي دفاع از دين و پيشوا، حاضر بود. از جمله در جنگ احد شركت داشت و به امدادگري و مداواي زخم‌هاي رسول خدا(ص) مشغول بود.
15ـ آزاد ساختن بردگان در نظر او كاري ارزشمند بود. گردنبندي را كه علي(ع) براي او خريده بود، فروخت و با پول آن برده‌اي خريد و آزاد كرد.
16- آيين خانه‌داري و همسرداري را به خوبي مراعات مي‌كرد. گاهي در خانه غذايي نبود و كودكان گرسنه بودند، اما فاطمه(س) چيزي به حضرت علي(ع) نمي‌گفت و چيزي از او درخواست نمي‌كرد. بيم داشت كه همسرش نتواند خواسته او را برآورده و تأمين كند و شرمنده شود!
17ـ خانواده فاطمه(س)، خانواده كمك به بيچارگان و ايثارگري نسبت به نيازمندان بود. علي(ع) و زهرا(س) سه روز روزه نذري گرفتند و هر سه روز، افطار خود را به يتيم، مسكين و اسير دادند. خداي متعال در ستايش و تقدير از اين ايثار خالصانه كه جز به خاطر خدا انگيزه ديگري نداشت، سوره «هل اتي» را نازل فرمود كه اشاره به اين داستان دارد.
18ـ كارها ميان علي(ع) و فاطمه(س) تقسيم شده بود. آوردن آب و تهيه هيزم و كارهاي خارج از خانه بر عهده علي (ع) بود و درست كردن آرد و خمير و نان پختن و كارهاي داخل خانه با فاطمه(س) بود.
19ـ  همدم رنج‌ها و غصه‌هاي شوهر بود و او را پناه محسوب مي‌شد. علي(ع) مي‌فرمود: وقتي به خانه مي‌آمدم و به زهرا نگاه مي‌كردم، تمام غم و اندوهم برطرف مي‌شد. هرگز كاري نكردم كه فاطمه از من خشمناك و ناراحت شود. فاطمه نيز، هرگز مرا خشمناك نساخت.
20ـ  زهراي اطهر(س)، احياگر ياد شهيدان بود. روزهاي دوشنبه و پنجشنبه به احد مي‌رفت و مزار شهداي احد و حضرت حمزه را زيارت مي‌كرد .
21ـ  از تواضع او يكي هم رفتار شايسته با خدمتكار خانه‌اش «فضّه» است. در سال‌هاي آخر كه پيامبر خدا(ص)، فضّه را براي خدمت به خانه او فرستاد، فاطمه(س) كارهاي خانه را ميان خودش و فضّه خادمه تقسيم مي‌كرد.
22ـ  در مسائل اجتماعي و سياسي جامعه اسلامي، بي‌اعتنا نبود و جبهه حق را ياري مي‌كرد.
23ـ زهرا(س) تا زنده بود، علي(ع) حامي نيرومندي داشت. اما پس از شهادت فاطمه، حضرت علي تنها و بي‌پناه ماند.
24ـ  حضرت زهرا(س) پس از وفات پيامبر خدا، ديگر خندان و شادمان ديده نشد، تا آنكه چشم از جهان فرو بست.
25ـ  پيش از وفات، به «اسماء» وصيتي كرد كه پس از مرگ، بدن مرا داخل تابوتي بگذارند، تا حجم بدن ديده نشود. اين شيوه تا آن زمان مرسوم نبود. اين وصيت، درسي از عفاف و حيا بود كه بانوان بايد در برابر ديدگان نامحرمان، آن را مورد توجه خود قرار دهند.
26ـ  آگاهي، درايت و آينده نگري او تا آنجا بود كه براي افشاي ستم غاصبان، وصيت فرمود كه پيكرش را شبانه غسل دهند و به خاك سپارند، تا ظالماني كه او را آزرده بودند، در مراسم دفن او حضور نيابند و از اين حضور، بهره‌برداري سياسي براي تطهير خود و توجيه كارهايشان نكنند.
اينها و نمونه‌هاي ديگري از سيره رفتاري آن بانوي بي‌همتا، جلوه‌هاي «الگو» بودن او براي همه فضيلت‌خواهان و حق‌جويان است كه در پي «اسوه» و سرمشقِ «چگونه زيستن»اند.
اميد است كه اين گونه خصلت‌ها و رفتارها، همچون تابلويي، پيوسته در برابر ديدگانمان باشد و اگر همواره آن حضرت را سرمشق و اسوه مي‌دانيم و معرفي مي‌كنيم، «جهات الگويي» او را نيز در قالب سيره عملي و رفتاري حضرتش بشناسيم و بشناسيم.اين گونه، بهتر مي‌توان مشي و مرام فاطمي را در بستر زندگي و اخلاق عيني اجرا كرد
حجت الاسلام جواد محدثي. www.hamshahrionline.ir

 

 گفتاري از آيت الله شهيد دكتر بهشتي درباره  موسيقي
 

بسم الله الرحمن الرحيم

آنچه در زير مي‌آيد گفتاري از آيت الله شهيد دكتر بهشتي (ره) درباره حرمت موسيقي است كه در ساليان حضور ايشان در آلمان (1349ـ 1343) به عنوان امام مسجد و مركز اسلامي هامبورگ و در پاسخ به پرسشي كه از ايشان در اين باره شده ايراد گرديده است ذكر خدماتت آن شهيد فرزانه در آن ديار فرصتي مبسوط مي‌طلبد اما نكته شايان توجه اين است كه يكي از برنامه‌هايي كه توسط ايشان انجام مي‌شد پاسخ به پرسشهاي مسلمانان مقيم اروپا، اعم از ايراني يا غير ايراني، به صورت حضوري ، مكاتبه‌اي و يا ارسال نوار صوتي بوده است كه گفتار زير از اين قسم آخر است كه با اميد اينكه در شناخت ديدگاههاي فقهي ايشان مؤثر افتد تقديم خوانندگان گرامي مي‌شود.
 موسيقي از نظر اسلام
نامه شما رسيد در اين نامه درباره چند مطلب سؤال كرده بوديد و لازم دانستم به اين سؤالات طي نوار پاسخ مفصل‌تري بدهم، خواهش مي‌كنم كه نوار را گوش كنيد تا اگر باز نكته‌اي به نظرتان رسيد بپرسيد تا پاسخ بدهم يكي از سؤالات شما اين است كه نظر اسلام دربارهء موسيقي چيست ؟ از چه منبعي در كار دين اين جواب را مي‌دهيد؟ اگز از قرآن است خواهشمندم آيه‌ آن را نشان دهيد.
قبل از اينكه نظر اسلام را درباره موسيقي توضيح بدهم‌، لازم اين است اين نكته را يادآوري كنم كه در آيات قرآن كريم و همچنين در روايات، كلمه موسيقي يا موزيك يا معادل آن از كلمات عربي سراغ ندارم در قرآن كريم كه نيست و در روايات هم تا آنجا كه بخاطر دارم سراغ ندارم فقهاي ما وقتي خواستند درباره حكم موسيقي در اسلام صحبت كنند مطلب را تحت عنوان حكم "غنا" در اسلام از يك طرف و همچنين حكم آلات لهو از طرف ديگر مطرح كردند، در كتابهاي فقهي، يك جا بحث درباره غنا و در كنار آن بحث درباره آلات لهو ديده مي‌شود.
كلمه لهو در قرآن كريم در چند جا آمده است. در سوره جمعه حتماً‌ آيه را شنيده‌ايد:
و اذا رأوا تجارة أو لهواً انفضوا اليها و تركوك 1
از روش گروهي از مسلمانهاي سست ايمان كه به هنگام نماز جمعهو در موقعي كه پيغمبر (ص) مشغول خطبه بود، اگر صداي ساز و نواز در بيرون مسجد بلند مي‌شد يا صداي طبل كاروان تجارتي كه از بيرون مكه رسيده بود به گوششان مي‌رسيد براي تماشاي بساط طربي كه آنجا بود يا براي معامله با كاروان قبل از اينكه ديگران به اين قافله و كاروان تجارتي برسند از پاي خطبه پيغمبر(ص) كه در نمازجمعه ايراد مي‌كرد پا مي‌شدند مي‌رفتند، در اين آيه انتقاد شده:
« قل ما عندالله خير من اللهو و من التجاره والله خير الرازقين»
شما نبايد به عنوان تجارت، كارهاي تجارتي يا بعنوان تفريح و سرگرمي از پاي خطبه پيغمبر در نماز جمعه بلند شويد برويد چون  سودي خدا در سنتهاي خود براي مردم با ايمان و درستكار مقدر و مقرر كرده به مراتب از سودي كه شما از حضور در مراسم شادي و طرب و يا لهو و سرگرمي يا پيشدستي در تجارت يا كاروان تازه رسيد نصيبتان مي‌شود بيشتر است.
غالباً در اينجا اينطور گفته‌اند كه منظور از لهو در اينجا همان صداي شيپور و نقاره و طبل و اين قبيل چيزهايي بوده كه كاروان‌هاي تجارتي معمولا وقتي از بيرون وارد شهر مي‌شدند مي‌زدند تا مردم خبر بشوند كه اين قافله تجارتي وارد شهر شده و بيايند با قافله معامله كنند  عداه‌اي از مردم كه براي تماشا و سرگرمي مي‌رفتند اين خود اين سازها؟ و علاوه بر اين اصلاً ديدن و تماشاي قافله سرگرمي بود. عده‌اي هم براي تجارت و معامله مي‌رفتند. اين همان چيزي است كه حتي امروز هم هست مي‌دانيد كه هنوز هم در جاهاي كوچك چيزهاي كهنه بخرند زنگ مي‌زنند كه نشان بدهد كه اينها براي خريد آمده‌اند . اما از اين آيه نمي‌شود براي حرام بودن موسيقي و حرام بودن لهو استفاده كرد. حتي مي‌شود گفت كه آيه در صدد اينست كه بگويد چرا اينان نماز پيغمبر را ترك كردند و رفتند، همينطور كه با استفاده از اين آيه نمي‌شود گفت كه تجارت حرام است.
در چند آيه ديگر از قرآن كلمه "اللغو" آمده و بعضي از فقها "لغو" را هم بهمان "لهو" معني كردند و در آن آيات هم از لغو نكوهش ده اما باز حرام بودن لهو استفاده نمي‌شود.
در سوره مؤمنون در آيه سوم در صفات مؤمنان گفته مي شود:« والذين هم عن اللغو معرضون» آنهاييكه از لغو يعني از لهو اعراض مي‌كنند « لغو يعني بيهوده، لهو يعني سرگرمي» در آيه 72 از سوره فرقان باز در صفات بندگان پاك گفته مي‌شود « والذين لا يشهدون الزور و اذا مرؤا باللغو مروا كراماً»( 2) آنها كه به باطل شهادت نمي‌دهند و يا درمجالس باطل شركت نمي‌كنند و وقتي كه از كنار لغو مي‌گذرند با بزرگواري از كنار آن مي‌گذرند.
«و اذا سمعوا اللغو اعرضوا عنه» وقتي كه لغو به گوش آنها مي‌خورد اعراض مي‌كنند و روي مي‌گردانند اين آيات هم خواه لغو به معني لهو باشد خواه لغو اصلا معني مستقلي داشته باشد بيهوده، ظاهر مطلب اين است كه از اين آيات هم اثبات حرمت موسيقي استفاده نمي‌توان كرد.
بنابراين مي‌توان گفت كه در آيات قرآن كريم آيه‌اي كه بتوانيم از آن حرمت موسيقي را و بطور كلي حتي حرمت لغو و حتي حرمت غنا را استفاده بكنيم موجود نيست اين درباره آيات اما درباره روايات هم درباره ساز زدن تنبور زدن و اينجور چيزها هست كه به آنها آلات طرب و آلات لهو گفته مي‌شود اين روايات هم كم و بيش بر حرام بودن استفاده از اين وسايل دلالت مي‌كند و اين روايات هم در ميان كتب شيعه هست و هم در كتب اهل سنت .درباره اين روايات بايد اجمالا گفت كه اين روايات مي‌خواهد بگويد غنا و همچنين استفاده از آلات طرب از قبيل ويولن ساز، انواع ديگر سازها مانند تار، تنبك‌، حرام است.
بعضي از فقها اينطور استنباط كرده‌اند كه اينها نمي‌خواهد بگويد كه موسيقي بطور كلي حرام است بلكه اين روايات مي‌خواهد بگويد اين بساط مجالس لهو و لعب اين بساط مجالس خوشگذراني كه در زمان امامها( ع) و در زمان پيشوايان اسلامي در خانه‌هاي ثروتمندان، حكام، فرمانداران، صاحبان ثروت و قدرت معمول بوده، مجموعاً حرام است. در حقيقت اين روايات در صدد بيان حرمت آن سبك موسيقي و آن سبك مجالس عياشي كه در زمان پيشوايان ديني ما در خانه‌ها و در محل‌هاي زندگي بسياري از اشراف و ثروتمندان معمول بوده و مي‌باشد. و اين مجالس مجالسي بوده كه در آن خوانندگي به عنوان نمك آش استفاده مي‌شود يعني خوانندگي و نوازندگي براي تشويق شركت كنندگان به گناهان ديگر بوده‌ است، اصلاً اين نوع خوانندگي و نوازندگي به اين معنا كه در آن مجالس زنان با مردان شركت مي‌كردند و مجالس‌، مجالس عياشي‌، هوسراني‌، هرزگي‌، زنا، فسق و فجور بوده و ترانه‌هايي بوده تشويق كننده به اين كار، حرام است.
بنابراين خلاصه مطلب چنين است: كه هر آوازه خواني حرام نيست، هر نوازندگي حرام نيست آن نوع از آوازه خواني و آن نوع ازنوازندگي كه شنونده يا حاضران در يك مجلس را به گناه مي‌كشاند و اهتمام آنها را به رعايت قوانين پاكي و تقوي ضعيف مي‌كند اراده آنها را براي گناه نكردن و به گناه آلوده نشدن سست مي‌كند و آنها را به شركت در گناه تشويق مي‌كند نوع موسيقي حرام است. اما اگر آوازه خواني يا حتي موسيقي هست كه اين اثر را ندارد حرام نيست. اين رأي برخي ديگر از دانشمندان و فقها است كه اين روايات را اينطور فهميده‌اند. بنابراين درباره موسيقي در اسلام اينطور گفت كه هر نوع آوازه خواني و هر نوع موسيقي كه شنونده را به شهوتراني مخصوصاً به بي پروايي در گنه كاري مي‌كشاند، شنونده را براي ارتكاب فسق و فجور و كارهاي خلاف عصمت و پاكي و تقوي بي‌پروا مي‌كند، انگيزه‌هاي شهوت در او چنان برمي‌انگيزد.
تا در ارتكاب گناه خدا، قانون خدا، تعاليم پيغمبران، رعايت پاكي و تقوي را و رعايت ارزشهاي عالي انساني را فراموش كند (ولو موقتاً فراموش كند) در اسلام حرام است، اين قدر مسلم است اما آوازه خواني‌هاي ديگر و موسيقي‌هاي ديگر را نمي‌شود گفت بطور مسلم در اسلام حرام شده است
حالا توجه مي‌كنيد به اينكه حتي كلمه لهو و همچنين كلمه لغو هم چقدر با اين موسيقي مناسب است. دركلمات فقها گفته مي‌شود: اللهو ما؟ عن ذكر الله
لهو آني است كه آدمي را از ياد خدا غافل مي‌كند.
در اين از ياد خدا غافل كردن، مرحله خاصي از غفلت از ياد خدا را مي‌خواهد بيان كند و آن مرحله خاص اين است كه آدم با ايمان هر وقت با گناهي روبرو مي‌شود و هر وقت با لغزشي روبرو مي‌شود خودبخود بياد خدا مي‌افتد. اينكه چون اينكار حرام است، خدا گفته نكن پس نكنم. اين حالت كه براي يك انسان با ايمان در برخورد با گناه دست مي‌دهد اين يكي از ضامنهاي مؤثر در حفظ پاكي و فضيلت در مردم است.
اصلاً يكي از مهمترين ارزشهاي ايمان اين است كه ايمان پليس باطن است. وقتي انسان تك و تنها هم نشسته با گناهي روبرو مي‌شود. ايمان دروني و وجدان الهي بر او نهيب مي‌زند كه خدا ناظر اعمال توست! نكن! اين توجه به خدا، از مهمترين ارزشهاي تربيتهاي ديني است
بنابراين خود بخود آن نوع از موسيقي و آن نوع از آوازه‌خواني كه در آدمي اين توجه را ضعيف كند تا آن حد ضعيف كند كه انسان وقتي با گناه روبرو مي‌شود اصلا ديگر يادش نباشد كه خدايي هست و بي‌پروا گناه بكند حتي با شوق و رغبت به گناه آلوده بشود البته حرام است، من فكر مي‌كنم كه اگر هيچ آيه‌اي و هيچ روايتي هم در اين‌باره نبود و فقط ما بوديم و تعاليم اسلام و بلكه تعاليم اديان درباره ارزش ايمان استنباط مي‌كرديم كه اين نوع موسيقي حرام است.
خلاصه كنم: آن نوع از آوازه‌خواني و ترانه خواني كه مي‌دانيد بسياري از ترانه‌هايي كه مخصوصاً زنهاي ترانه‌خوان مي‌خوانند، وقتي در مجلسي خوانده مي‌شود عده‌اي را در ارتكاب گناه بي‌اختيار مي‌كند حرام است بنابراين آن نوع موسيقي‌ها، آن نوع ترانه‌ها، آن نوع نوازندگيها، آن نوع خوانندگي و نوازندگي كه در شنونده اين اثر را مي‌گذارد كه او را در ارتكاب گناه بي‌پروا مي‌كند بطوري كه در برخورد با گناه يا اصلاً ياد خدا نيست يا ديگر ياد خدا برايش آنقدر ضعيف است كه اين اثر ندارد كه او را از گناه باز بدارد و اين ضعف و اين تضعيف ياد خدا نتيجه اين خوانندگي و نوازندگي باشد، چنين خوانندگي و چنين نوازندگي كه اين اثر تضعيف كننده ايمان و پرواي از گناه را داشته باشد حرام است.
اين را مي‌توان بعنوان نظر قطعي اسلام درباره موسيقي گفت، هر نوع خواندن و هر نوع نواختي كه اين اثر را نداشته باشد را به صرف اينكه خوانندگي و نوازندگي است مي‌شود گفت حرام است يا نه مورد ترديد است. قدر مسلم اين است كه از مسلمات اسلام نيست و آن را به حساب رأي همه علماي اسلام و فقهاي اسلام و حتي رأي همه فقهاي شيعه هم نمي‌شود آن را گذاشت اين آن چيزي كه فعلاً تا اين حد درباره موسيقي مي‌توانم بگويم
كتابي كه با اين منطق مطلب را تجزيه و تحليل كرده باشد الان به خاطر ندارم . اگر در آينده چنين كتابي ديدم براي مطالعه شما خواهم فرستاد

پي‌نوشتها :
1 سوره جمعه آيه 11
2 سوره فرقان آيه 72                       منبع:http://www.beheshti.org/farsi

سال شمار زندگي شهيد بهشتي

 

سال شمار زندگي شهيد بهشتي

2 آبان 1307 تولد در محله لومبان اصفهان در يك خانواده روحاني (پدر: حجت الاسلام سيد فضل الله حسيني بهشتي. مادر: معصومه بيگم خاتون آبادي. پدر بزرگ مادري : آيت الله العظمي مير محمد صادق خاتون آبادي)

آغاز تحصيل در سن چهار سالگي :

1314 : تحصيل در دبستان ثروت (اصفهان(

1317 : تحصيل در دبيرستان سعدي (اصفهان)

1321 : ترك تحصيل در دبيرستان (سال سوم) و آغاز تحصيل علوم حوزوي در مدرسه صدر (اصفهان(

1324 : تحصيل ادبيات عرب، فقه و اصول ، منطق و دروس ابتدايي فلسفه (اصفهان)

شهريور 1325: مهاجرت و اقامت در مدرسه حجتيه و استفاده از محضر اساتيدي چون آيت الله داماد، آيت الله اردكاني (قم)

فروردين 1326 : شروع درس در محضر امام خميني، آيت الله حجت و آيت الله العظمي بروجردي(قم)

رمضان 1326: آغاز سفرهاي تبليغي به دورترين روستاها همراه آقاي مرتضي مطهري و به توصيه آيت الله العظمي بروجردي

1327: مباحثه و آشنايي با آقايان محمد مفتح، موسي شبيري زنجاني،‌ موسي صدر، ناصر مكارم شيرازي ، احمد آذري قمي، سيد مهدي روحاني، علي مشكيني اردبيلي و عبدالرحيم رباني شيرازي

1328: شروع جلسات «گفتار ماه» و انتشار مقالات آن جلسه‌ها در كتابهاي «گفتارماه» و «گفتارعاشورا»

1329 : شركت در امتحان ديپلم ادبي و امتحان ورودي دانشكده معقول و منقول (الهيات و معارف اسلامي) دانشگاه تهران

1330 : عزيمت به تهران و آموختن زبان انگليسي (به طور فشرده)

29/4/1330: حضور در ستاد اعتصاب تلگرافخانه اصفهان، عليه صحبت هاي قوام و سخنراني كه منجر به احضار در شهرباني شد.

1330: بازگشت به قم و تدريس زبان انگليسي در دبيرستان ها و تكميل تحصيلات و تدريس در حوزه علميه قم؛ آشنايي با علامه سيد محمد حسين طباطبايي و شركت در جلسات بحث كتاب «اصول فلسفه و روش رئاليسم»

1333 : تأسيس دبيرستان «دين و دانش» در قم

اخذ مدرك كارشناسي رشته معقول (فلسفه و حكمت اسلامي) با عنوان پايان نامه «بساطت يا تركّب جسم» زير نظر دكتر محمود شهابي و تصويب هيئت داوران با درجه عالي از دانشگاه تهران

1335: آغاز دوره دكتري در رشته معقول

1338: تهيه و تنظيم كتاب «نماز چيست؟»

1339 : سازماندهي نحوه آموزش در حوزه علميه قم با همكاري جمعي از فضلا و تشكيل كلاس زبان انگليسي و مكالمه عربي روزمره و علوم طبيعي براي طلاب مستعد (مدرسه حقاني)

1339 : تهيه و تنظيم مقاله «بانكداري و قوانين مالي اسلام»،‌ مقاله «عالم خلق و عالم امر در قرآن» و مقاله «يك قشر جديد در جامعه ما»

فروردين 1340: فوت آيت الله العظمي بروجردي

شهريور 1340: اجراي آزمايشي طرح جديد آموزش در حوزه به همراه آقايان علي مشكيني، عبدالرحيم رباني شيرازي و همكاري آيت الله العظمي گلپايگاني

1340: تهيه و تنظيم مقاله ‌هاي «حكومت در اسلام» و «قانون عليت در علم و دين»، در كنار سخنراني‌هاي مهم در جلسات ماهانه انجمن اسلامي مهندسين

خرداد 1341: زمينه سازي نهضت براي رهبري امام خميني ( ره ) با ايجاد «كانون دانش آموزان قم»، با همكاري آقاي محمد مفتح

1342 : پيشنهاد امام خميني ( ره ) جهت اقامت در اصفهان به منظور سامان دادن به فعاليت هاي مبارزاتي آن شهر و عدم پذيرش ايشان به علت اهميت شهر قم

1342 : تشكيل هسته تحقيقاتي به منظور كار پژوهشي درباره حكومت اسلامي و ايراد سخنراني‌هاي مهم از جمله سخنراني در جشن مبعث دانشگاه تهران

1342: منع اقامت در قم به دستور ساواك و مهاجرت به تهران. عضويت در شوراي روحانيت و فقاهت هيئت هاي مؤتلفه اسلامي به توصيه امام خميني همراه آقايان مرتضي مطهري ، محي الدين انواري، مهدي مولايي

1343 : منتظر خدمت شدن از آموزش و پرورش بر اثر فشارهاي ساواك و سخنراني در جشن ميلاد پيامبر(ص) در مدرسه چهارباغ كه منجر به احضار به شهرباني اصفهان شد

فروردين 1344: عزيمت به آلمان به توصيه مراجع تقليد و ايجاد مركز اسلامي هامبورگ (آلمان)

1345 : ارسال و تنظيم گزارشاتي از مركز اسلامي هامبورگ براي مبارزان داخلي همچون آقايان محمد علي رجايي ، مرتضي جزايري و مرجع مبارز آيت الله العظمي ميلاني و ...

1347: تهيه و تنظيم كتاب «صداي اسلام در اروپا» به پنج زبان

1348 : تهيه و تنظيم مقاله‌ هاي «كدام مسلك» و «نقش ايمان در زندگي اسلام»

تابستان 1348: سفر به عراق و ديدار و گفتگو با امام خميني، آيت الله العظمي خويي، آيت الله سيد محمد باقر صدر و آيت الله العظمي حكيم

1348 : سفر به كشورهاي سوريه ، لبنان و تركيه ، و بازديد از فعاليت هاي اسلامي و تجديد عهد با امام موسي صدر

1349 : بازگشت به ايران و ممنوعيت خروج از كشور به دستور ساواك

1349 : پرونده سازي ساواك به واسطه سخنراني‌ها و فعاليت ها در آلمان ، به ويژه سخنراني پيرامون «خداپرستي و قوانين عادلانه اسلام»

18/12/1349 : اشتغال مجدد در آموزش و پرورش و كسب عنوان كارشناس ارشد كتابهاي علوم ديني در« سازمان كتاب هاي درسي ايران»

1350 : تأسيس مركز تحقيقات اسلامي، با همكاري آقاي محمد جواد باهنر و محمد رضا مهدوي كني

1350: آغاز جلسات تفسير قرآن و تحليل مسائل سياسي تحت پوشش هيأت «مكتب قرآن»

1351 : تنظيم طرح ناتمام «ايدئولوژي اسلامي براي نسل جوان» با همكاري آقاي مرتضي مطهري (به توصيه امام خميني)

1351 : تهيه و ارسال مقاله «حكم الجهاض و التعقيم في الشريعة الاسلامية»، جهت كنفرانس سازمان بهداشت جهاني در شهر رباط (پايتخت كشور مراكش) در زمينه تنظيم خانواده از ديدگاه اسلام

1353: دفاع از پايان نامه دكتري تحت عنوان «مسائل مابعدالطبيعه در قرآن »، با حضور هيأت داوران آقايان مرتضي مطهري، محمد مفتح، اميرحسين آريان پور و مصلح (با درجه بسيار خوب)

1353 : تنظيم كتاب «خدا از ديدگاه قرآن»

25/12/1353: سخنراني‌هاي متعدد پيرامون مرجعيت ، رهبري ، امامت و امت كه منجر به انعكاس در گزارشات ساواك شد.

1354: دستگيري و بازداشت چند روزه در كميته مركزي ضد خرابكاري (بر اساس گزارش هاي ساواك از سخنراني ها)

16/1/1354 : برقراري مجدد جلسات «مكتب قرآن» (بعد از بازداشت)

5/11/1354 : ادامه فعاليت هاي روشنگرانه, عليه رژيم و صدور اعلاميه به مناسبت فوت آقاي محمد همايون بنيانگذار حسينيه ارشاد و تبديل مجلس مزبور به يك تجمع سياسي اعتراض آميز

1356 : برقراري جلسات بحث پيرامون «شناخت از ديدگاه قرآن» (در منزل)

فروردين 1357: سفر به اروپا و آمريكا جهت هماهنگي بين حركت هاي سياسي معتقد به رهبري امام خميني

1357: پي‌ريزي جامعه روحانيت مبارز همراه با آقايان مرتضي مطهري، محمد مفتح، محمد امامي كاشاني، ملكي ، علي اصغر مرواريد و …

1357: صدور اعلاميه در اعتراض به محاصره منزل امام خميني در عراق

16/ 7/1357 : ارسال نامه به رئيس جمهور فرانسه براي حفظ حرمت امام خميني در مدت اقامت ايشان در آن كشور

30/7/1357: صدور اعلاميه همراه با آقايان محمد جواد باهنر، مرتضي مطهري، مهدي كروبي و محمدرضا مهدوي ‌كني و محكوم كردن فاجعه مسجد كرمان

آبان 1357: سفر به پاريس جهت مذاكره و هماهنگي با امام خميني ، صدور فرمان امام خميني براي تشكيل شوراي انقلاب

14/8/1357 : صدور اعلاميه در اعتراض به حكومت نظامي و كشتار 13 آبان دانشگاه تهران همراه روحانيون از جمله آقايان مرتضي مطهري، ‌محمد مفتح، محمد رضا مهدوي كني ، اكبر هاشمي رفسنجاني.

1357: حضور و سخنراني در راهپيمايي عظيم عاشورا همزمان با اوج مبارزات مردم عليه رژيم ستمشاهي

25/10/1357: فرار شاه از ايران

4/11/1357 : سخنراني با عنوان «اسلام دين آزادي است»

بهمن 1357: تشكيل شوراي انقلاب به فرمان حضرت امام با همكاري آقايان مرتضي مطهري، محمد جواد باهنر، اكبر هاشمي رفسنجاني، سيد محمود طالقاني، سيد علي خامنه اي ، محمدرضا‌ مهدوي كني ، مصطفي كتيرايي، و احمد صدر سيد حاج جوادي.

8/11/1357 : تحصن همراه ديگر روحانيون ديگر در دانشگاه تهران به علت ممانعت از آمدن امام خميني به كشور.

17/11/ 1357: معرفي مهندس بازرگان از طرف امام خميني به عنوان رئيس دولت موقت

22/11/1357 : پيروزي باشكوه انقلاب ملت مسلمان ايران

26/11/1357 : ‌فرمان خلع سلاح عمومي و تحويل اسلحه ها به مساجد و كميته‌ هاي انقلاب

29/11/1357: اعلام موجوديت حزب جمهوري اسلامي به همراه آقاي علي اكبر هاشمي رفسنجاني،

سيد علي خامنه ‌اي و محمد جواد باهنر .

9/12/1357 : بازگشت امام خميني به قم.

11/12/1357 : انتصاب آقاي مهدي هادوي، به عنوان اولين دادستان كل انقلاب اسلامي

9/12/1357 : تأسيس بنياد مستضعفان

14/12/1357 : تأسيس كميته امداد امام خميني ( ره )

12/1/1358 : همه پرسي جمهوري اسلامي

21/1/1358 : تأسيس بنياد مسكن انقلاب اسلامي

2/2/1358 : تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي

3/2/1358 : ترور سرلشكر قرني توسط گروه فرقان

6/2/ 1358 : ديدار عبدالسلام جلود (وزير امور خارجه ليبي) با برخي از رهبران حزب جمهوري اسلامي (اكبر هاشمي رفسنجاني، محمد كاظم بجنوردي، سيد علي خامنه اي ، سيد محمدحسيني بهشتي و حسن آيت)

9/3/1358 : انتشار اولين شماره روزنامه جمهوري اسلامي (ارگان حزب جمهوري اسلامي)

خرداد 1358: انتقاد از اعتراض و اعلام نظر آقاي حسن نزيه درباره كميته هاي انقلاب

26/3/1358: مصاحبه مطبوعاتي دفاع و توضيح درباره مجلس خبرگان

27/4/1358 : تشكيل جهاد سازندگي و تعيين آقاي علي اكبر ناطق نوري به عنوان نماينده امام خميني در آن نهاد

9/4/1358 : آغاز فعاليت مجلس خبرگان قانون اساسي

17 / 4/ 1358 : ترور حاج محمد تقي حاج طرخاني توسط گروه فرقان

29/4/1358 : تركيب شوراي انقلاب و هيأت دولت موقت با عضويت آقايان محمد جواد باهنر (آموزش و پرورش) ، اكبر ‌هاشمي رفسنجاني و محمدرضا مهدوي كني (وزارت كشور) ‌سيد علي خامنه‌اي (دفاع ملي)

30/4/1358: شركت در ائتلاف بزرگ احزاب و سازمان ها براي نمايندگي مجلس خبرگان

15/5/1358: اعلام نتايج قطعي مجلس خبرگان و تعلق 60% آراء مأخوذه (931 /538/ 1) از حوزه انتخابيه تهران براي دكتر بهشتي

28/5/1358 : پاسخ به معترضان و منتقدان انتخابات مجلس، به علت كسب آراء بالا توسط اعضاء حزب جمهوري اسلامي

4/8/1358 : راهپيمايي بزرگ ميثاق با رهبري، به دعوت حزب جمهوري اسلامي

24/8/1358 : ‌آخرين جلسه مجلس خبرگان و تدوين قانون اساسي

10/9/1358: برگزاري سمينار بررسي قانون اساسي در دانشگاه تهران

19/9/ 1358 : همه پرسي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران

4/12/1358 : ‌حكم امام به دكتر بهشتي مبني بر مسئوليت ديوان عالي كشور

22/12/1358 : تأسيس بنياد شهيد انقلاب اسلامي

1/12/1358 : انتخاب اعضاي شوراي نگهبان قانون اساسي

27/12/1358 : گزارش كار شوراي انقلاب به عنوان بالاترين نهاد تصميم گيري كشور به مردم

25/12/1358: پايان اولين انتخابات مجلس شوراي اسلامي و كسب بيشترين آرا توسط نامزدهاي حزب جمهوري اسلامي

2/1/1359 : سفر به مناطق جنگي غرب و جنوب كشور

18/1/1359: آماده باش ارتش براي مقابله با عراق و تشكيل كميسيون امنيت ملي

7/2/1359 عمليات نظامي نافرجام آمريكا در صحراي طبس و شهادت محمد منتظر قائم

21/2/1359: اولين مرحله انتخابات مجلس شورا، با انتخاب 220 نماينده

خرداد 1359: آغاز كار مجلس شورا و درگيري‌‌ها براي انتخاب نخست وزير

18/3/1359: سفر دكتر بهشتي به شيراز و تحليل وضعيت انقلاب

29/3/1359: اظهار نظر دكتر بهشتي درباره ماجراي نوار سخنراني آقاي حسن آيت

21/4/1359: ‌كودتاي نا فرجام نوژه

24/4/1359 : پايان كار شوراي انقلاب

29/4/1359: نخست وزيري آقاي محمد علي رجايي

21/6/1359 : اعلام تصميم شوراي عالي دفاع درباره ادامه جنگ

مرداد 1359: سفر دكتر بهشتي به آذربايجان و سخنراني در جمع ارتشيان به منظور ترغيب به شركت فعالانه آنها در جنگ

مرداد 1359: سفر دكتر بهشتي به آمل و سخنراني در جمع مردم

12/6/1359 : سخنراني درباره كابينه آقاي رجايي و اشغال سفارت آمريكا

19/8/1359 : سخنراني دكتر بهشتي در راهپيمايي بزرگ تاسوعا (تهران)

4/9/1359 : موضع گيري و اعلام نظر درباره «مكتب و تخصص»

16/10/1359 : سفر به مشهد و سخنراني در پادگان ارتش

2/10/1359 : سخنراني و اعلام نظر درباره ليبراليسم و آزادي

3/10/1359 : سوء قصد نافرجام به آقاي سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي

16/11/1359: اظهار نظر درباره گروگان ها و اسناد سفارت آمريكا

23/11/1359: سخنراني در قم و اعلام مواضع ضد آمريكايي

25/11/1359: مصاحبه با روزنامه كيهان درباره تعديل ثروت ها، اسناد سفارت آمريكا و دادگاه هاي مدني

30/11/1359: مصاحبه مطبوعاتي و اعلام نظر دربارة حمله به سخنراني ها و شخصيت ها (بعد از حمله به سخنراني حجت الاسلام حسن لاهوتي در رشت)

7/12/1359: مصاحبه مطبوعاتي و اظهار نظر درباره سندهاي مربوط به سفر آلمان، چماقداري ، آزادي 3 گروگان انگليسي

14/12/1359: سخنراني در زمينه جنگ و اظهار نظر درباره هيئت اعزامي به ايران براي آتش بس با عراق

28/12/1359: مصاحبه مطبوعاتي و اعلام نظر در خصوص مشكلات داخلي و قضاياي جنگ

8/1/1360 : ‌پيام نوروزي و اشاره به مسائل مهم روز

15/1/1360 : تشكيل هيئت براي حل اختلاف سران كشور توسط امام خميني متشكل از آقايان محمدرضا مهدوي كني, محمد يزدي و شهاب‌الدين اشراقي

27/1/1360: ‌مصاحبه مطبوعاتي و بيان مسائل در مورد جنگ و مسائل روز

7/2/1360: بيانيه ده ماده اي امام خميني براي حل اختلاف سران كشور

17/2/1360: ‌ديدار از جبهه‌هاي جنوب (اهواز)

27/2/1360: شكست حصر آبادان

31/2/1360: مصاحبه مطبوعاتي درباره تغييرات در قوه قضاييه و مسئله سرقت اسناد وزارت خارجه

6/3/1360: مصاحبه مطبوعاتي و توضيح درباره جو متشنج جامعه

7/3/1360: سخنراني شديداللحن امام خميني در تذكر به رئيس جمهور

14/3/1360: مصاحبه مطبوعاتي با شركت خبرنگاران خارجي و داخلي و اظهار نظر درباره هيئت حل اختلاف و گفته هاي رئيس جمهور

17/3/1360: ديدار از جبهه‌هاي جنوب و شركت در سمينار جنگ و جهاد و سخنراني در اهواز

20/3/1360: اعلام غير قانوني بودن فعاليت هاي «دفتر هماهنگي مردم با رئيس جمهور» توسط وزير كشور ( محمدرضا مهدوي كني)

21/3/1360: ‌بركناري ابوالحسن بني صدر از فرماندهي كل قوا به فرمان امام خميني

21/3/1360: ‌مصاحبه مطبوعاتي و موضع گيري درباره اختيارات رئيس جمهور طبق قانون اساسي

26/3/1360: ‌منحل شدن هيأت حل اختلاف با استعفاي شهاب ‌الدين اشراقي

30/3/1360: مصاحبه مطبوعاتي و طرح مسائل مربوط به تخلفات ابوالحسن بني صدر

31/3/1360: رأي مجلس به عدم كفايت سياسي رئيس جمهور

2/4/1360: تشكيل شوراي موقت رياست جمهوري متشكل از آقايان محمد علي رجايي (نخست وزير), سيد محمد حسيني بهشتي (رئيس ديوانعالي كشور) و اكبر هاشمي رفسنجاني (رئيس مجلس شوراي ملي)

4/4/1360: دعوت از گروه ها براي همفكري و معرفي كانديداي مشترك رياست جمهوري

6/4/1360: ترور نافرجام امام جمعه تهران آقاي سيد علي خامنه‌ اي در مسجد ابوذر تهران

7/4/1360: انفجار بمب در دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي و شهادت آيت الله سيد محمد حسيني بهشتي به همراه يارانش

 

 

تحصيلات‌ پيش‌ دانشگاهي‌

 ‌‌در كشور مالزي‌ آموزش‌ كودكان‌ از 4 تا 5 سالگي‌ با دوران‌ آمادگي‌ آغاز مي‌شود. تحصيلات‌ ابتدايي‌ از 6 سالگي‌ به‌ مدت‌ 6 يا 7 سال‌ است‌ كه‌ در اين‌ دوره‌ خواندن، نوشتن، رياضيات‌ پايه‌ و علوم‌ اهميت‌ ويژه‌اي‌ دارند. دانش‌آموزان‌ در دو امتحان‌ در سال‌هاي‌ سوم‌ و ششم‌ شركت‌ مي‌كنند. تحصيلات‌ دبيرستان‌ نيز به‌ دو دوره‌ 3 ساله‌ تقسيم‌ مي‌شود.

دانش‌آموزان‌ در سه‌ سال‌ اول‌ دبيرستان‌ دروس‌ علوم‌ پايه، علوم‌ انساني، هنر و آموزش‌هاي‌ صنعتي‌ را مي‌گذراند و در پايان‌ آن‌ در امتحانات‌(PMR)  شركت‌ مي‌كنند. دوره دوم‌ نيز سه‌ سال‌ است‌ كه‌ براي‌ 2 سال‌ دانش‌آموزان‌ دروس‌ مشخصي‌ را انتخاب‌ مي‌كنند و در امتحانات‌ Malaysia Certificate of Education (SPM) شركت‌ مي‌نمايند. براي‌ ورود به‌ دانشگاه‌هاي‌ مالزي‌ دانش‌آموزان‌ بايد دوره‌ يكساله‌ ديگري‌ را بگذرانند و با موفقيت‌ در امتحانات‌ آخر سال‌ مدرك‌Malaysia Higher School Certificate (STPM)   را بگيرند كه‌ همان‌ ديپلم‌ دبيرستان‌ در مالزي‌ است. اين‌ مدرك‌ مشابه‌ مدارك‌ A Level  در نظام‌ آموزشي‌ انگلستان‌ است.

دارندگان‌ مدرك‌SPM  مي‌توانند در كالج‌ها و پلي‌ تكنيك‌ها، و دارندگان‌ مدرك‌STPM، مي‌توانند در دانشگاه‌ها ادامه‌ تحصيل‌ دهند.

بازگشت به اول صفحه

 

 تحصيلات‌ دانشگاهي‌

همان‌ طور كه‌ اشاره‌ شد براي‌ ورود به‌ دانشگاه‌هاي‌ مالزي‌ گذراندن‌ موفقيت‌آميز امتحانات‌ (STPM) حداقل‌ دو درس‌ با معدل‌ خوب‌ الزامي‌ است. هچنين‌ ديپلم‌ دبيرستان‌ از كشورهاي‌ ديگر يا حداقل‌ نمره‌ قبولي‌ در دو درس‌ از امتحانات‌ A - Level  نظام‌ آموزشي‌ انگلستان‌ براي‌ ورود به‌ دانشگاه‌ها مورد قبول‌ است.

واحد مركزي‌Central Unit   وزارت‌ آموزش‌ Ministry of Education  بر اساس‌ معدل‌ امتحانات‌STPM ، سوابق‌ كليه‌ متقاضيان‌ ورود به‌ دانشگاه‌ها را بررسي‌ مي‌كند و درباره قبولي، رشته تحصيلي‌ و دانشگاه‌ تصميم‌ مي‌گيرد.

بازگشت به اول صفحه

 

 دوره‌هاي‌ تحصيلي

. 1دوره‌هايي‌ كه‌ منتهي‌ به‌ مدارك‌  Diploma  مي‌شود سه‌ سال‌ تحصيل‌ و براي‌Certificate   دو سال‌ تحصيل‌ در كالج‌ها و پلي‌ تكنيك‌هاست. دوره‌هاي‌ سه‌ ساله طي‌ شده‌ در دانشگاه‌ها نيز كه‌ به‌ مدرك‌Diploma   منتهي‌ مي‌شود. معمولاً‌ با 90 تا 100 واحد(Credit)  گذرانده‌ مي‌شود.

افرادي‌ كه‌ مدرك‌Diploma   يا Certificate  از كالج‌ها يا پلي‌تكنيك‌ها داشته‌ باشند مي‌توانند وارد دانشگاه‌ها شوند

: Bachelor .2که شامل‌ سه‌ تا چهار سال‌ تحصيل‌ است. اين‌ مدرك‌ معمولاً‌ با گذراندن‌ 150 تا 180 واحد اخذ مي‌شود. لازم‌ به‌ يادآوري‌ است‌ كه‌ تعداد واحدها در دانشگاه‌هاي‌ گوناگون‌ يكسان‌ نيست. مدرك‌ دوره Bachelor  به‌ دو نوع‌Honours    وOrdinary   تقسيم‌ مي‌شود و مدرك‌Honours   خود به‌ چهار نوع second  (1 and 2), First وThird   تقسيم‌ مي‌شود.

.3 اخذ مدرک Post Graduate Diploma (PGD)   نیز  بعد از گذراندن‌ دوره‌هاي‌Diploma   به‌ مدت‌ يك‌ سال‌ ميسر است‌ و در صورت‌ داشتن‌Certificate  اين‌ دوره‌ 2 ساله‌ خواهد بود.

: Master .4 برای ورود به‌ اين‌ دوره، امتحاني‌ صورت‌ نمي‌گيرد، بلكه‌ داشتن‌ مدرك‌Bachelor   با معدل‌ حداقل‌ Honours Second1 و معرف‌هاي‌ علمي‌ الزامي‌ است.

‌اين‌ دوره‌ به‌ سه صورت‌ ارايه‌ مي‌شود:

الف‌ - درس‌ Taught Course )) : این دوره شامل گذراندن 30 تا 33 واحد در دوره کارشناسی ارشد بوده و دانشجو پس از گذراندن واحدهای درسی موظف به ارائه یک پژوهش علمی در حد 3 تا 6 واحد بدون دفاع از آن به استاد راهنمای خود بوده و پس از انجام، موفق به دریافت مدرک Master می شود.

ب‌ - درس و  پژوهش (‌Taught Course and Research) :دانشجو پس از گذراندن  36 واحد که 18 تا 24 واحد آن پژوهش است موفق به دریافت مدرک Master می شود.

ج- پژوهش (By Research)  :در این حالت‌ کلاسی وجود نداشته و تنها ارائه پایان نامه پژوهشی لازم است که تمامی 36 واحد مربوط به همین پایان نامه پژوهشی است.

در حالت‌ های ب و ج "درس و پژوهش" و "پژوهش"، دانشجو بايد از رساله‌ تحقيقي‌ خود دفاع‌ كند و در صورت‌ موفقيت، موفق‌ به‌ دريافت‌ مدرك‌ مي‌شود.

 : Ph.D. . 5براي‌ ورود به‌ اين‌ دوره‌ معدل‌ بسيار بالاي‌ دوره Master   الزامي‌ است. اين‌ دوره‌ نيز به‌ دو صورتي‌ كه‌ در مقطع‌ Master  آورده‌ شد برگزار مي‌شود. دانشجو بايد حدود 90 واحد بگذراند. در حالت 60Taught Course and Research  واحد متعلق‌ به‌ دروس‌ است‌ و 30 واحد به‌ پژوهش‌ و در حالت‌By Research  همه‌ 90 واحد در قالب‌ پايان‌ نامه‌ پژوهشي‌ است.

ضمناً‌ در بعضي‌ از دانشگاه‌هاي‌مالزي‌ دانشجوي‌بسيار ممتاز و با معدل‌First Class Honours  مي‌تواند بعد از دوره‌Bachelor   در دوره Ph.D.  تحصيل‌ كند. در اين‌ دوره‌ نيز دفاع‌ موفقيت‌آميز از پايان‌ نامه‌ پژوهشي‌ شرط‌ اعطاي‌ مدرك‌ است.

بازگشت به اول صفحه

 

 نحوه‌ ارزشيابي‌ مدارك‌ تحصيلي‌

‌‌.1كليه‌ مدارك‌Diploma   و 2Certificate  یا 3 سال‌ تحصيل‌ كه‌ منجر به‌ اخذ مدرك‌ Bachelor  نمي‌شود، بعد از ديپلم‌ دبيرستان، "كارداني" ارزشيابي‌ مي‌شود.

.2 مدارک Diploma به همراه‌Post Graduate Diploma (PGD)   در مجموع‌ "كارشناسي" ارزشيابي‌ مي‌شود.

‌تبصره:  در صورت‌ داشتن‌ مدرك‌Bachelor ، براي‌ مدرك‌ PGD  فقط‌ صحت‌ صدور تأييد مي‌شود.

‌‌. 3مدارك‌Bachelor   از دانشگاه‌هاي‌ گروه‌ 1 و 2 بعد از ديپلم‌ دبيرستان‌ يا پيش‌ دانشگاهي، "كارشناسي" ارزشيابي‌ مي‌شود.

.4 مدارک Master صرفا" از دانشگاه‌هاي‌ گروه‌ 1 با شرط‌ داشتن‌ كارشناسي، "كارشناسي‌ ارشد" ارزشيابي‌ مي‌شود. 

. 5مدارك‌Ph.D.   صرفاً‌ از دانشگاه‌هاي‌ گروه‌ 1 با شرط‌ داشتن‌ كارشناسي‌ ارشد، "دكترا" ارزشيابي‌ مي‌شود.

بازگشت به اول صفحه

 ‌معرفي‌ دانشگاه‌ها و مراكز آموزش‌ عالي‌ مالزي

‌‌الف) دانشگاه‌هاي‌ مالزي‌ گروه‌ يك‌ (خوب)، براي‌ كليه‌ دوره‌هاي‌ تحصيلي.

1- Universiti Malaya (University of Malaya)

2- Universiti Kebangsaan Malaysia (National University of Malaysia)

3- Universiti Sains Malaysia (University of Science Malaysia)

4- Universiti Teknologi Malaysia (University of Technology Malaysia)

5- Universiti Putra Malaysia (University of Putra Malaysia)

6- Universiti Telekom Malaysia (Multimedia University)

 ‌ب) دانشگاه‌هاي‌ مالزي‌ گروه‌ دو (متوسط)، و مراكز آموزش‌ عالي‌ كه‌ در زمان‌ ورود دانشجو مجوز رسمي‌ وزارت‌ آموزش‌ كشور مالزي‌ را داشته‌ باشند صرفا" تا مقطع كارشناسي‌ (ليسانس) ارزشيابي‌ مي‌شوند.

1-Universiti Malaysia Sarawark (University of Malaysia Sarawark)

2- Universiti Malaysia Sabah (University of Malaysia Sabah)

3- Universiti Utara Malaysia (Northen University of Malaysia)

4- Universiti Islam Antarabangsa (International Islamic University of  Malaysia)

5- Universiti Pendidlkan Sultan Idris (UPSI)

6- Universiti Tenaga Nasional (UTN)

7- Universiti PETRONAS

8- Malaysia University of Science and Technology (MUST)

9- Curtin University of Technology – Sarawak Campus Malaysia

9- شعبه دانشگاه صنعتي كريتن استراليا دركشور مالزي صرفا" تاسطح كارشناسي در رشته هاي مديريتي وفني

10- Monash University (Malaysia)

10- تاسطح كارشناسي در كليه رشته ها وكارشناسي ارشد صرفا" دررشته فناوري اطلاعات

11- Universiti Teknologi Mara (University of Technology Mara)

11- تا مقطع كارشناسي ارشد

12- Asia Pacific Institute of Information Technology (A.P.I.I.T)

13- University College Sedaya International (UCSI)

13- تامقطع کارشناسی در رشته های مهندسی برق و مکاترونيک، موسيقی، مديريت بازرگانی، مديريت IT ، معماری، علوم اجتماعی. مدارک مقطع کارشناسی ارشد در رشته های ياد شده با بررسی کيفی (اخذ آزمون، بررسی پايان نامه، درخواست مقاله) قابل ارزشيابی است.

 

12- مدارک صادره از Limkokwing University College  به شرط آنکه تاريخ شروع به تحصيل قبل از فوريه 2007 ميلادی باشد قابل بررسی و ارزشيابی است.

 بازگشت به اول صفحه

 

‌‌جدول‌ چگونگي‌ ارزشيابي‌ مدارك‌ تحصيلي‌ دانشگاه‌هاي‌ مالزي‌

 مدارك

شرايط

ارزشيابي

Diploma

Certificate

2 يا 3 سال تحصيل بعد از ديپلم دبيرستان يا پيش دانشگاهي

كارداني

Diploma+P.G.D

از دانشگاه‌هاي گروه يك و دو با چهار سال تحصيل بعد از  ديپلم دبيرستان يا پيش دانشگاهي، در مجموع 

 

كارشناسي

Bachelor

از دانشگاه‌هاي گروه يك و دو با داشتن ديپلم دبيرستان يا پيش دانشگاهي

 

كارشناسي

Master

از دانشگاه‌هاي گروه يك

 

كارشناسي ارشد

(Ph.D.)

از دانشگاه‌هاي گروه يك

 

دكترا

 

 
 
 
حق کپی محفوظ . 2007 © خانه فرهنگي دانشجويان ايراني در مالزي